عز الدين حسينى زنجانى

77

شرح خطبه حضرت زهرا (ع) (فارسى)

از طرفى در هر كدام از مرد و زن چون مجهز به جهاز تناسلى هستند و داراى جاذبهء قوى نسبت به ديگرى مىباشند در اين صورت چاره‌اى جز اجتماع بين آنها نبود و همين خواسته‌هاى فطرى انگيزهء تكافل اجتماعى گرديد . « وَجَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً » ؛ خواب را براى شما مايه آرامش قرار داديم . سبوغ و رسايى در نعمت خواب ، آسايش بدنى و روحى است ؛ زيرا به وسيلهءهمين نعمت است كه اعصاب و بدن انسان نيروى از دست رفتهء خود را باز مىيابد . و اگر اين نعمت نباشد انسان به سرعت فرسوده شده و از پا در مىآيد . كسى كه شب را به اندازهء كافى خوابيده صبح‌گاهان نشاطى ديگر دارد . پس خواب براى بدن و روح نعمتى كافى و رسا است . فايدهء عقلى و معنوى ديگر خواب ، با انقطاع موقت از اين جهان ، نمونه‌اى از مرگ و بيدار شدن و نمونه‌اى از حشر و زنده شدن بدن‌ها مىباشد . خواب‌هايى كه آدمى مىبيند روزنهء عالم غيب است و براى شخص با انصاف كفايت مىكند كه يقين كند انسان همين بدن مادّى مركب از گوشت و استخوان نيست و بدن مادى ، لباس و ابزار براى روح است و روح را قالبى ديگر و لباسى ديگر است كه آن‌هم مانند اين بدن و بلكه مجهز به همهء نيروها و قوا مىباشد . اگر آدمى در اعمال و رفتار خويش مراقبت نمايد خوابش كلاس آموزنده و وسيلهء اتصال به عالم برزخ و آخرت خواهد بود . در كافى از امام صادق عليه السلام روايت شده كه به آن حضرت گفته شد : روايت مىكنند ( مراد ، عامه است ) ارواح مؤمنان در سنگ‌دان مرغان سبز بهشتى پيرامون عرش الهى مىباشند . امام عليه السلام در جواب فرمود : اين‌طور نيست . مؤمن نزد خدا گرامىتر از آن است كه روح او را در سينهء مرغى قرار دهد ؛ بلكه صحيح آن است كه ارواح مؤمنان در بدنى نظير بدنى كه در دنيا داشته مىروند و آن وقتى است كه خدا روح مؤمن را قبض نموده و آن را در قالبى مانند قالب دنيا قرار مىدهد و با آن بدن مىخورند و مىآشامند . پس نعمت خواب يا احتياج آدمى كه قالب مادى و برزخى دارد كمال تطبيق را مىنمايد .